دیروز در اوج خستگی و کلافکی و درموندگی از ترافیک و گرما و شلوغیه خیابونا و اتوبوس و متروی تهران لعنتیه دوست داشتنی، دفتر یادداشتمو از توی کیفم درآوردم و شروع کردم به نوشتن خواستنیهام!!!
اول سلامتی و آرامش و تفاهم و دوست داشتن مداااام...
دوم یه خونه ی 100 متری 2 خوابه خوش نقشه توی یه محله خوب و امن و آروم با همسایه های خوب... خونه ای با اتاق خواب های بزرگ... آشپزخونه ی بزرگ پر از کابینتxadهای سفید... خونه ای با پنجره های دوجداره... یه خونه با همه ی خصوصیات یه خونه ی خوب... محلشم بزودی انتخاب میکنم:)
سوم اینه اوضاع کار و درآمد آقای همسر به سر و سامون برسه و اونقدری باشه که دیگه نیازی به حقوق و کارکردن من نباشه... که اگر دلم خواست دیگه نرم سر کار و درس بخونم و دوباره برم دانشگاه... یا یه کار نیمه وقت پیدا کنم که نزدیک خونه م باشه...
آهای کائنات!!!
زود باشید دست به کار بشید...
برچسب:
نویسنده: حامد صفری