امشب دلم خیلی گرفته…
دلم بدجور هوای مامانو کرده…
از اون حالهاییم که باید زنگ میزدم به مامان و یعالمه با هم حرف میزدیم…
اما هفت ماه و شونزده روز ِ که دیگه صدای مامانو نشنیدم… دیگه روی ماهشو ندیدم…
بعد رفتن مامان خیلی تنها شدم…
بزرگترین تکیه گاه و پشت و پناهم بود…
برچسب:
نویسنده: حامد صفری