خرید بک لینک

درباره سایت

264.....

امکانات وب

من خودمو دوست دارم...

من خودمو دوست دارم...

من خودمو دوست دارم...

من خودمو دوست دارم...

من خودمو دوست دارم...

من خودمو دوست دارم...

من خودمو دوست دارم...

+ تاریـــــــخ ۱۳۹۹/۰۵/۱۹ ساعــــت 12:41نویــــسنده مریم |

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 23:47

نمیدونم به خواب بقیه هم نمیری یا فقط با من قهری و دیگه دوسم نداری…دلم خیلی برات تنگ شده…خیلی کم دارمت…چه خوب میشد اگر هنوز بودی و هنوز نفس میکشیدی…مامان جان ِ قشنگم…روحت شاد…    + تاریـــــــخ ۱۴۰۱/۰۱/۲۴ ساعــــت 2:33نویــــسنده مریم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 23:47

 امشب دلم خیلی گرفته…دلم بدجور هوای مامانو کرده…از اون حالهاییم که باید زنگ میزدم به مامان و یعالمه با هم حرف میزدیم…اما هفت ماه و شونزده روز ِ که دیگه صدای مامانو نشنیدم… دیگه روی ماهشو ندیدم…بعد رفتن مامان خیلی تنها شدم…بزرگترین تکیه گاه و پشت و پناهم بود…    + تاریـــــــخ ۱۴۰۱/۰۱/۲۹ ساعــــت 18:32نویــــسنده مریم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: سه شنبه 7 تير 1401 ساعت: 23:47

هیچکس جز خودم نمیتونه به من کمک کنه... چون فقط خودمم که خودمو خوب میشناسم و میدونم کجا وایسادمو با خودم چند چندم... اولین قدم کم کردن پنج کیلو از وزنمه تا از شر این زانو درد ِ لعنتی خلاص بشم... تاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 20:40

میز اتو را می گذارم جلوی تلویزیون، به صدای الله و اکبر همسایه ها گوش می کنم و مانتوی سر کارم را اتو می کنم. همسایه های ما خیلی از انقلاب راضی اند. باید بگویم من عمیقا آدم غمگینی هستم. یعنی اینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 20:40

همه چیز می تواند مرا خوشحال کند ، اما هیچ چیز نمی تواند ، غم مرا ببرد...
"هابنریش بل"


تعریف واقعی ای از من همینه...

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 20:40

دیگه امروز زدیم به سیم آخر :))آهنگ شیش و هشت گذاشتیم و کلی رقصیدیم توی شرکت :)) اونم جلوی دوربین !!!مدیرعاملم اومده توی اتاقشه طبقه ی بالاس، اصلنم ازش حساب نمیبریم و نمیترسیم :))همچین کارمندایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 20:40

کلافه م...

حوصله ندارم...

خیلی زود عصبی میشم...

خودمم نمیدونم چمه...

دلتنگم...

نمیدونم دلم برای کی یا چی تنگ شده...

اما خیلی دلتنگم...

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 20:40

زرشک پلو با مرغ خیلی دوست دارم...
مخصوصن اگه زرشکش با خلال بادوم و پسته قاطی بشه و برنجشم حسابی زعفرونی باشه...

یه شب که حامد ماموریته ،همین زرشک پلوی دوست داشتنیمو درست کنم و بشینم یه دل سیر بخورم...
ظرفا رو بشورم... آشپزخونه رو جم و جور کنم...
گلدونامو آب بدم...
پنجره ها رو ببندم...
شیر گاز ُ باز کنم...
برم روی تختم بخوابم... بخوابم... بخوابم...

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 15 بهمن 1397 ساعت: 20:40

*** هر اتفاق قبل از اینکه در دنیای واقعی رخ دهد ، باید در مغز شما به وقوع پیوسته باشد*** باید با خودم مهربونتر باشم...باید دست از سر خودم و ایراد گرفتن از خودم بردارم...باید خیلی بیشتر خودمو دوست داشته باشم... باید دست از مقایسه کردن خودم با دیگران بردارم... من همینم... یه مریم ِ عزیز و دوست داشتنی و یگانه... خدای من بزرگترین خدای دنیاس که من رو بهترین ِ خودش آفریده... باید خودمو خیلی بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: دوشنبه 6 شهريور 1396 ساعت: 18:35

بعضی آدما هستن تا وقتی غمگین و غصه دارن، تا وقتی دلشون گرفته، تا وقتی از دنیا و آدماش ضربه خوردن... با تو و به یاد تو هستن... اما به محض اینکه دنیا به کامشون میشه و روزای خوش خوشانشون میرسه، تو رو فراموش میکنن و دیگه حتی نمیشناسنت... این آدما خیلی مشمئز کننده ن... + تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۴/۲۴ ساعــــت 12:3نویــــسنده مریم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

در خاطرات هرکسی، چیزهایی است که به هیچ کس نمی گوید، فقط برای دوستانش بازگو می کند. مسائلی هم هست که حتی به دوستان نمی شود گفت و آدم فقط برای خودش می تواند بازگو کند، عین راز است... اما سرانجام چیزهایی هم هست که انسان حتی می ترسد برای خودش هم آشکار کند...یادداشتهای زیرزمینی/ فئودور داستایوفسکی + تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۴/۲۷ ساعــــت 10:24نویــــسنده مریم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

من غلام خانههای خلوتم. تنها نبودن، خلوتی از آنِ خود نداشتن، و مدام در معرضِ «دیگری» بودن مرا فرسوده میکند.

ویرجینیا علیزاده

https://elcafeprivada.blogspot.com/2017/07/blog-post_9.html

+ تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۵/۰۲ ساعــــت 12:13نویــــسنده مریم |

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

عصبانی م... خیلی زیادم عصبانی م... از خودم... از خیلیا... از خودم که انقدر احمقانه در برابر هر حرف زوری سکوت میکنم و اجازه میدم شخص ِ زورگو زورگوتر بشه... از حامد که احساس میکنم باهام روراست نیست و خیلی مسائل روزمره و عادی یا حتی مسائل مهمتر رو جدی نمیگیره و حتی یه وقتایی به من دروغ میگه :( از یکی از همکارای بی شخصیت پررو عصبانی م که 6 ماه نشده اومده توی شرکت ولی فکر میکنه مالک کل شرکته و همه یادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

امروز اصلن حالم خوب نیست...اصلن حوصله ندارم...خیلی دلتنگم... خیلی خیلی زیاد...دلم برای رئیس جان مرحومم خیلی تنگه...انقدی که اگه الان خونه بودم مینشستم و ساعتها از فرط دلتنگیش اشک میریختم...چقد دیگه نبودن و دیگه ندیدن ِ آدمای عزیز و دوست داشتنی سخته... + تاریـــــــخ ۱۳۹۶/۰۵/۳۱ ساعــــت 11:15نویــــسنده مریم | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: حامد صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:46

صفحه بندی